وهله‌ٴ اول از قرابادين نيكولاي سالرنويي اقتباس شده‌، ولي خيلي كامل‌تر است و در برابر 140 ـ 150 نسخه‌ٴ آن كتاب حاوي بيش از 2656 نسخه است كه در 48 گروه برحسب خواص طبي‌ مرتب شده‌اند (از قبيل 511 نسخه‌ٴ پادزهر، 96 نسخه‌ٴ مرهم‌، 51 نسخه‌ٴ تنقيه‌، 24 نسخه‌ٴ كبدي‌، 87 داروي چشمي‌، 12 داروي خواب‌آور، 15 داروي خارش و گزيدگي‌، 23 داروي گوش‌). در آن‌ بيش از قرابادين صغير نفوذ طب اسلامي ديده مي‌شود، از قبيل اشاره‌هاي متعدد به مشك‌، كافور، عنبر، سنا. به تقطير يا مواد مسقط اشاره‌اي نشده است‌. استفاده از روغن‌هاي جيوه‌دار براي جرب‌ و ساير بيماري‌هاي پوستي‌؛ استفاده از نمك طعام و نشادر. نسخه‌هاي فراواني درباره‌ٴ كارهاي‌ خرافي‌.
پزشكي از اهالي كالابريا به نام نيكولوي رگيويي (وفات‌: 1350) خلاصه‌اي از اين مجموعه‌ را به لاتيني ترجمه (يا ترجمه‌ٴ لاتيني آن را تلخيص‌) كرد، و همراه با قرابادين سالرنو به ترتيب‌ الفبايي و به صورت كتابي واحد شامل 1065 نسخه منظم ساخت‌. متن كامل لاتيني تا 1549، در دسترس نبود. اين كتاب تا سده‌ٴ هفدهم‌، در پاريس به صورت سرمشق و معياري شناخته‌ مي‌شد.

دمتريوس پپاگومنس‌1

پزشك‌، دام‌پزشك‌، و طبيعيدان بيزانسي‌. در قسطنطنيه برآمد و پزشك ميخائيل هشتم‌ پالئولوگوس (امپراتور از 1259 تا 1282)، بود. از آثار اوست‌:
1 ـ رساله‌ٴ جالبي در باب نقرس‌، كه آن را ناشي از نارسايي در دفع ترشحات مي‌داند.
2 ـ رساله در باب تغذيه و پرستاري بازها. اين از نخستين رساله‌ها در نوع خود در اروپاي‌ مسيحي به شمار مي‌رود؛ يعني قديمي‌ترين رساله‌ٴ بازداري به زبان يوناني‌. اين كتاب بسيار كامل‌ است و به گفته‌ٴ موٴلف از آثار متقدم اقتباس شده است‌. در آن ملاحظه‌هاي جالبي در باب‌ كرم‌شناسي وجود دارد و حاوي اطلاعات فراوان درباره‌ٴ همه‌ٴ موضوعاتي است كه بايد يك بازدار خوب بداند: از قبيل چگونگي صيد و تربيت بازها، و چگونگي رفتار با آنها در هنگام تندرستي‌ و بيماري‌. به باشلق‌، كه فردريك دوم آن را از شرق اقتباس و در اروپا معرفي كرده بود، اشاره‌اي‌ نشده‌؛ از طرف ديگر از پرده سخن گفته‌، كه پيداست فردريك دوم از آن اطلاعي نداشته است‌ (پرده قطعه‌اي مدقال است كه به زير تخته‌ٴ جايگاه باز آويزان مي‌كنند، تا پرنده پس از نشستن‌ روي آن تاب نخورد). اين نشان مي‌دهد كه مآخذ فردريك دوم و دمتريوس متفاوت بوده است‌.
3 ـ كتاب اندر باب سگان‌. اصالت اين كتاب سخت مورد ترديد است‌؛ آن را به فايمون‌


Dimetrios Pepagomenos .1